تبليغاتX
بيكران

 

 رو صندلی انتظار میشینم          گلهای باغ حسرت رو میچینم

یا مثل سابق میشی برمیگردی            یا نمیخوام دیگه تو رو ببینم

------------------------------------

چی شد که عاشقت شدم     تو راه خونه گم شدم   بعد از خدا حافظی مون   از عشق تو مجنون شدم
تو کوچه ها پرسه زدم      يه وقت ديدم که صبح شده    تو آيئنه خودمو ديدم     به خودم گفتم چی شده
 بذار اينو بهت بگم     دوستت دارم عاشقتم    فکر می کنی برای چی ؟     اومدم اينجا پيشتم
هر جا که من پا می ذارم    توی درون لحظه هام     يه احساس قشنگيه     حس می کنم تويی باهام
بيا بسازيم خونه ای     که سقفش آسمون باشه    تو لحظه های من و تو    جز عشق هيچی نباشه

 -------------------------------

بي وفا عشق من            به خدا اشك من         ميمونه رو گونم تا بياي پيش من

رفتي و بعد تو چه زجري كشيدم       هنوز تار موتو به دنيا نمي دم                    

 تو رو به خاطراتمون تو منو بي خبر نذار

تور و به اشكمون قسم منو چشم به در نذار

باشه ميرم از پيشت

سخته گفتنش ولی ........................................ خدا حاظ عشق من

+**بیکران **پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 ساعت 18:33 |
 

عشق 3

 

ويكتور هوگو: آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند ، اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره

 روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند // ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند / گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند // آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند / عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند // خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد / عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

بعد ها نام مرا باران و باد
نرم مي شويند از رخسار سنگ
گور من گمنام ماند به راه
فارغ از افسانه هاي نام و ننگ

+**بیکران **دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت 11:20 |